حضرت ابوالفضل العباس (ع) اسوه كرامت و جوانمردي

 

 سيد مهدي شمس الدين / اطلاعات 30/6/1383


حضرت عباس عليه السلام در چهارم شعبان سال 26هجري به دنيا آمد (او كه هميشه بعد از مولايش امام حسين عليه السلام قدم بر مي داشت، گويا در ولادت هم از نظر تكويني پس از آقايش حسين بن علي عليه السلام قرار داشت، زيرا حسين (ع) سوم و عباس (ع) چهارم ماه شعبان به دنيا آمدند.)
چون به دنيا آمد او را به دست پدر بزرگوارش امير مومنان سلام الله عليه دادند، همينكه حضرت او را گرفت نگاهي به اعضاي او كرد و گريست، گويا مي ديد كه دستانش در راه ياري امام زمانش قطع مي شود، سينه اش كه منبع علم و يقين است مالامال تير دشمن مي گردد، سر مطهرش را عمود آهن خرد مي كند، لبهاي تشنه اش و ... و لذا آهي دردمند كشيد و هاي هاي گريه اش عرش الهي را به لرزه انداخت .
روزي ام البنين ديد حضرت امير عليه السلام عباس را در آغوش گرفته و بر دستانش بوسه مي زند و مي گريد: مضطرب شد و علت را پرسيد. حضرت فرمود: دستان اين فرزند، در راه ياري حسين عليه السلام قطع خواهد شد.با شنيدن اين مطلب صداي فرياد و فغان مادر دلسوخته به آسمان بلند شد و اهل خانه نيز همگي به ناله در آمدند . اما حضرت به وي خبر داد كه نور ديده اش نزد خدا منزلتي عظيم دارد ودر عوض دو دستش دو بال به او مرحمت خواهد كرد، و ام البنين شاد و مسرور شد.
فضائل و بر تري هاي حضرت عباس
در درجه اول بايد دانست كه برادري عباس (ع) با امام حسن و امام حسين عليهماالسلام گذشته از بهره گيريهاي او از علوم و معارف الهي آنان ، در شخصيت معنوي و فضائل او تاثير بسيار داشت. فضائل وبرتريهاي وجودي آن شخصيت بزرگ را به آساني نمي توان برشمرد و مورد بحث و بررسي قرار داد، اما به مقدار قدرت و توان و بضاعت خود به گوشه هائي از درياي فضائل ومناقب او اشاره مي نمائيم.
1- به قدري داراي جلالت شان و عظمت مقام بود كه امام حسين عليه السلام كه حجت الله است نسبت به او خطايي عجيب دارد و پر واضح است كه خطابات و تمامي كلمات امام عليه السلام سنجيده و حساب شده است.
حضرت در بياني رسا و زيبا به او فرمود: «بنفسي انت يا اخي » يعني جانم فداي تو باد اي برادرم!
2- امام سجاد عليه السلام درباره عموي بزرگوارشان حضرت عباس فرمودند: « براي عباس (ع) مقام و منزلتي در نزد خداوند متعال است كه در روز قيامت تمام شهيدان بدان غبطه مي خورند».
3- امام صادق عليه السلام فرمود: «عموي ما عباس فرزند علي بن ابيطالب عليه السلام داراي بينشي نافذ و ايماني قوي بود».
4- و نيز درباره آن حضرت فرمودند: «خدا لعنت كند كسي را كه تو را كوچك شمارد.»
و اين حاكي از فضيلت منحصر به فرد حضرت عباس در بين شهداي كربلا مي باشد. و نيز فرمودند: گواهي مي دهم كه نو همان راهي را پيمودي كه جنگاوران شهداي بدر رفتند.
5- امام زمان عليه السلام فرمودند: «سلام و درود بر عباس بن علي (ع) كه جانش را در راه مواسات برادرانش فدا كرد، و دنيايش را براي تحصيل آخرت صرف نمود، و جانش را براي حفظ برادرش داد».
6- از عظمت شان و مقام والاي حضرت عباس آن است كه وقتي امام سجاد عليه السلام براي دفن شهدا به كربلا آمدند اجازه دفن شهدا را به بني اسد دادند و فقط بدن امام حسين و حضرت عباس عليهماالسلام را به آنها ندادند و خود آن را بر عهده گرفتند. و از آنجا كه بدن معصوم را جز معصوم نبايد به خاك بسپارد، قرين كردن دفن حضرت عباس با سيدالشهدا عليه السلام نشانه اي از شان والاي او است، و او اگر چه معصوم نبود، اما تلو معصوم بود و منزلتي عظيم داشت.
7- حضرت عباس (ع) در خاندان عصمت و طهارت پرورش يافت، واز درياي فضائل امير المومنين عليه السلام بهره برد و مورد تربيت آنچنان پدري قرار گرفت.
روزي در ايام كودكيش درآغوش پدر بود.حضرت به او فرمود: بگو يك، او گفت: يك. بگو دو، گفت: شرم دار م با زباني كه يك گفته است دو بگويم.
و اين نمونه بارزي از بهره گيري او در سنين كودكي از فضائل پدران و برادران مي باشد.
او از بحر علوم و معارف پدرش بهره ها برده بود. در روايت است كه: «ان العباس بن علي زق العلم زقا»يعني علم فراوان به عباس تغذيه شده است».
8- حضرت عباس (ع) در يقين قلبي به درجه اي بالا رسيده بود. با آنكه حقايق بسياري از پدرش راجع به كربلا شنيده بود، و عراقي ها را مي شناخت، و از شهادت مسلم بن عقيل نيز با خبر شد، اما با اطمينان كامل در خدمت برادر بزرگوارش قرار گرفت، و در شب عاشورا در پاسخ ترخيص برادر گفت: ما چنين نكنيم، خداوند بعد از تو ما را زنده ندارد.
او عارف وارسته اي بود كه حتي در روز تاسوعا امان نامه شمر را نپذيرفت و دست از حسين بر نداشت.
9- ايثارگر بود، فداكاري و ايثارگري و جانبازي را به حد اعلا رسانيد و جان خود را فداي برادر كرد. پاسدار برادر بود، و به تعبير امام زمان سلام الله عليه با برادرش مواسات كرد و دستهاي خود را در راه او داد.
جلوه اي از ايثار او اين بود كه در شريعه فرات آب ننوشيد زيرا برادر و اطفالش تشنه بودند او روانداشب كه سيراب گردد و حسين تشنه باشد.
قبل از شهادت خود برادرانش را به ميدان فرستاد و عبدالله و جعفر و عثمان به شهادت رسيدند، و او در راه دين و امام زمانش از برادرها و نيز از فرزند دلبندش گذشت، و اين اوج تجلي ايثارگري است.
10- شجاعتي بي مانند داشت بطوريكه زبانزد ديگران بود.
در جنگ صفين جواني برومند بود، بر اسبي خروشان به ميدان آمد و از صفوف معاويه مبارز طلبيد، چند نفر با او درآويختند ولي خيلي زود طعمه شمشير او شدند و جان دادند. معاويه از اين وضع ناراحت شد، ابن شعشا كه از سرداران سپاهش بود و ادعاي دليري بسيار داشت چون ناراحتي معاويه را ديد علتش را سئوال كرد، معاويه گفت: اين يكي از جوانان معمولي لشكر علي است كه اينگونه افراد مرا به خاك مي افكند پس مردان دلاور او چگونه پيكار مي كنند و من نگرانم كه عاقبت جنگ چه خواهد شد.
11- كاملا تسليم و مطيع امام زمانش بود و در برابر فرامين او از خود نظري نداشت، چون فرمانش دادند كه فقط آب آورد باآنهمه شجاعت و دليري جز جنگ دفاعي نكرد. پروانه وار برگرد امام خود مي چرخيد ، فرمانده نيروي سي نفره محافظ آنحضرت بود، دفتردار اموال امام حسين بود، مسئول رسيدگي به كارهاي اجتماعي و مراجعات و مالي آنحضرت بود، و لذا او را در مدينه «باب الحسين» نيز مي ناميدند. و اينها از فضائل عباس بود و از برتري هاي او در طول زندگي به حساب مي آمد.
12- از مهمترين فضائل و برتري هاي حضرت عباس (س)، منصب حكايت كاروان سيدالشهدا عليه السلام در كربلا بود.
پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: «افضل الاعمال عندلله ايرادالكبه الحري من بهيمه و غيرها» يعني بر ترين اعمال نزد خدا سيراب كردن و خنك نمودن جگر حرارت ديده است چه از حيوان باشد يا انسان .
و در روايت است حتي در جائيكه آب هست سقايت كنيد كه اين عمل موجب ريزش گناهان است به مانند ريزش برگهاي درختان.
و لذا گاهي بين قريش و عبدالمطلب بر سر سقايت درگيري روي مي داد زيرا فضيلت و كمال را در سقايت مي ديدند. و عباس اين فضيلت بزرگ را دارا بود.
و بالاخره در شمارش فضائل و مناقب آن دلير باتقوا بايد گفت:
كتاب فضل ترا آب بحر كافي نيست
كه تر كنم سرانگشت و صفحه شمارم
جلوه اي از ايثار حضرت عباس (ع) اين بود كه از شريعه فرات آب ننوشيد، زيرا برادر و اطفالش تشنه بودند و او روا نداشت كه سيراب شود و حسين تشنه باشد.