گل هاي سرخ

 

  برگشت

كاش مي گشتم فداي دست تو

تا نمي ديدم عزاي دست تو

خيمه هاي ظهر عاشورا هنوز

تكيه دارد بر عزاي دست تو

از درخت سبز باغ مصطفي

تافتاده شاخه هاي دست تو

اشك مي ريزد ز چشم اهل دل

در عزاي غم فزاي دست تو

رود شد، دريا شد، اقيانوس شد

چشمه اي از ماجراي دست تو

مي توان آن سوي اقيانوس رفت

تا خدا با ناخداي دست تو

يك چمن گل هاي سرخ نينوا

سبز مي گردد به پاي دست تو

در شگفتم از تو اي خون خدا

چيست آيا خونبهاي دست تو

   
   
 

صادق رحماني

 

پاسدار اسلام