برگشت ◄
چوشد به خاك و خون طپان جمال ماه هاشمى
رسيد باز بر غم شه شهيد ماتمى
گرفت دست بر كمر كشيد ناله از جگر
اخى ز داغ تو مرا سياه گشته عالمى
تويى غرق بحر خون شدم غريب من كنون
دگر مرا نه مونس و نه غمگسار و همدمى