|
از عطش نگاه تو
ديده آب گريه كرد |
چشم غمين كربلا در
تب و تاب گريه كرد |
|
بر دل صفحه زمان
دست تو عشق مي نگاشت |
واژه تمام گشت و
هم چشم كتاب گريه كرد |
|
واي از اين دوباره
غم پشت حسين گشته خم |
سينه و دلم خراب
شد باز خراب گريه كرد |
|
العطش از صداي هر
ناله به گوش ميرسد |
رود فرات مانده در
فكر جواب گريه كن |
|
لحظه به لحظه دست
تو شاخه صد اميد بود |
شاخه زبن شكسته شد
خون به شتاب گريه كرد |
|
فرش زمين زخون تو
نقش عزا به بر گرفت |
ذره ذره به خاك هم
غرق گلاب گريه كرد |
|
ضياء اشك لاله شد
خون زديده رفتهات |
ديده شب به ناله
در سوي شهاب گريه كرد |
|
لب به سكوت باز شد
در غم (ساقي وفا) |
چشم پر از نگاه هم
پشت حجاب گريه كرد |